فخر الدين الرازي
مقدمه 9
شرح الاشارات والتنبيهات
عرفان وتصوّف در « إشارات » چنانكه گفتيم « إشارات » تنها اثر فلسفي جامع ابن سيناست كه به جاى بخش رياضى سه فصل آخر آن مشتمل بر عرفان وتصوّف است . أو همچنانكه در نمطهاى گذشته اين كتاب كوشيده است تا مسائل مربوط به خداشناسى وصفات ربوبي وافعال الهى را با دلايل محكم عقلي اثبات كند وأصول عقايد ديني را با أصول ومباني فلسفي پشتيبانى كند وهماهنگى بين عقل وشرع را نمايان سازد ، در نمطهاى هشتم ونهم ودهم نيز در نزديك ساختن عرفان وفلسفه به يكديگر وتبيين وتقريب أصول ومباني عرفانى با دلايل وبراهين عقلانى مجاهدت بسيار نموده است . أو در اين بخش از كتاب كوشيده است تا بعضي از مصطلحات أهل عرفان را توضيح وبعضي از أحوال ومدارج وواردات ومشاهدات ايشان را تبيين كند ، مباني تصوّف را با أصول ومباني فلسفي اثبات واز كرامات مشايخ صوفيّه با دليل عقلي رفع استبعاد كند . با آن كه قبل از « إشارات » بدون شكّ كتابهاى بسيارى در زهد وسير وسلوك تأليف شده است ، امّا « إشارات » را بايد اوّلين كتاب دربارهء « فلسفهء عرفان » دانست ، كه در آن مباني واصطلاحات عرفانى به نيكوترين وجهي با مباني وبراهين عقلي توضيح داده شده است ، واز اين روى كلام امام فخر رازي شارح ومنتقد بزرگ إشارات در توصيف اين بخش از كتاب حقّ است كه مىگويد : « هذا الباب اجلّ ما في هذا الكتاب ، فإنّه رتّب علوم الصّوفيّة ترتيبا ما سبقه إليه من قبله ولا لحقه من بعده » « 1 » . « اين باب عالىترين أبواب اين كتاب است ، زيرا شيخ در آن علوم صوفيه را به گونهاى مرتّب ومنظّم ساخته كه پيش از أو ديگرى نكرده وبعد از أو هم كسى نتوانسته است » . اكنون نگاهى به مسائلي كه ابن سينا در سه نمط آخر كتاب « إشارات » بيان كرده مىاندازيم : ابن سينا در « نمط هشتم » از لذّات وآلام عقلي وقوىتر بودن آنها از لذّات وآلام وهمى وحسّى سخن گفته است . أو سپس سعادت را در تكميل قوّه نظري وعملي دانسته ، در نزد أو سعادتمندترين افراد « عارفان منزّه » مىباشند . يعنى كساني كه به كمال علم وعمل نائل گرديده وبه سبب تجرّد از علائق وآلودگيهاى جسماني به عالم قدس وجهان مجرّدات اتصال پيدا كرده وبه عالىترين لذّات كه همان لذّات عقلي است دست يافتهاند « 2 » .
--> ( 1 ) - همين كتاب ؛ ص 589 . ( 2 ) - عبارت شيخ چنين است : « والعارفون المنزّهون إذا وضع عنهم درن مقارنة البدن وانفكّوا عن الشّواغل ، خلصوا إلى عالم القدس والسعادة وانتقشوا بالكمال الأعلى وحصلت لهم اللذّة العليا » ( همين كتاب ؛ ص 582 ) .